تعداد كمي از اين افراد تمام عمر خود را در يك ناحيه گذراندند؛ برخي را مي‌شد دو يا سه جا ذكر كرد: مثلاً بسياري از مسلمانان بين‌النهرين به عراق و حتي مصر مهاجرت كردند. در زمان سلسله‌ٴ ايوبي (1169 ـ 1250)، كه به دست صلاح‌الدين تأسيس شد، بخش‌هايي از شام و حتي‌ بين‌النهرين تدريجاً پيوست دولت مصر شد، و مبادله‌ٴ افراد، كالا و افكار به نحو چشمگيري‌ ميان شام و مصر صورت گرفت‌. ازاين‌رو، شايد حق داشتيم دو قسمت آخري را با هم در نظر بگيريم‌.

ب‌. مسلمانان غربي (15)

فيلسوفان (3): ابن‌طفيل‌، ابن‌رشد، ابوالعباس سبتي‌.
رياضيدانان (3): بطروجي‌، ابن ياسميني‌، محمد حصار.
كيمياگر: ابن ارفع رأسه‌.
جغرافيدانان (3): ادريسي‌، مازني‌، ابن جبير.
طبيعيدانان (2): غافقي‌، ابن عَوّام‌.
پزشك‌: الكواتيم‌.
مورخان (2): ابن خير، ضبي‌.
حقوقدانان‌: ابوالقاسم حَوْفي‌.
همه‌ٴ اينان در اسپانيا يا مراكش مي‌زيستند، جز يك تن بزرگ‌ترينشان‌، يعني ادريسي كه در دربار سيسيل هم به‌سر برد.
گرچه تعداد مسلمانان غربي خيلي كمتر از مسلمانان شرقي بود (15 به 29)، ولي رجحان‌ غيرقابل قياس بر آنان داشتند. در هر دو مورد تعداد كمي از پزشكان را منظور كرديم‌، ولي اين‌ مربوط به طبقه‌بندي ماست‌. طب جامع‌ترين فنون بود، و پزشكان‌، مخصوصاً پزشكان بزرگ‌، مي‌توانستند صاحب تخصص‌هاي ديگري هم باشند. مثلاً يكي از بزرگ‌ترين اينان‌، يعني‌ ابن‌رشد، بحق در شمار فيلسوفان منظور شده است‌.

سامريان (2)

نحوي‌: ابواسحاق ابراهيم‌.
حكيم الهي‌ٰ: منجع بن صدقه‌.
هر دو به عربي مي‌نوشتند، ظاهراً اولي به عبري هم نوشته است‌.